• وبلاگ : آخرين نفسهاي قلم
  • يادداشت : آخه چرا...........
  • نظرات : 0 خصوصي ، 69 عمومي
  • پارسي يار : 0 علاقه ، 1 نظر

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    پاسخ شما به متن :
    http://farsiblog.mihanblog.com/post/3123
    سلام...من پيشتر متنهاتون رو ميخوندم و فکر ميکردم که دلسوزانه و از سر صداقت است و خداروشکر ميکردم که لااقل افرادي هستند که تلاش ميکنند که مشکلات جامعه رفع شود و انقلاب زيبا و جسور راه خودش رو بره...اما اکنون با کمال تاسف به اين نتيجه رسيده ام که شما با غرض و نيتي خاص مسائل را دنبال ميکنيد و فقط مترصد اين هستيد که زخمي جايي ببينيد و سريعا روي آن بنشينيد و....متاسفم...حتي در راست و دروغ بودن مطالب هم دقت نميکنيد همينکه ببينيد ميشود آن را زخم ناميد روي آن مينشينيد ...و بال زنان ديگران را هم دعوت ميکنيد ...ميدانم حتما خبر نداريد که همين خبري را هم که که از طرف خبرگذاري کويت نوشتيد تکذيب شده .. خب حتما خبر نداريد.. اما شمايي که اينقدر عاصيانه _نعوذباالله که بگم مغرضانه_ خبر ها را دنبال ميکنيد حتما ميدانيد که ما در مصر کاردار نداريم اصلا سفارت نداريم تا کاردار داشته باشيم ... و تهيه کننده اين خبر اينقدر ناشي بوده که ملتفت اين حماقت خودش نشده ...برايتان دعا ميکنم که آن عاصي عبد ديگران نشده باشد ..والسلام..
    پاسخ

    سلام علکم.از توجه وَ التفات شما ممنونم. اما بعد، خدا نيامرزد کسي را که بخاطر «خود»-ش حقي را باطل، وَ باطلي را حق جلوه دهد وَ بر نشر وُ رواج آن سماجت کند. من گذشته از تجربيات شخصي خودم، مدتها بود که به اين جماعتي که ظاهرا در مصر روي کار آمده-اند مشکوک بودم، خصوصا بعد از انتخابات پارلماني_اش ... حتي بعد از انتخابات رياست جمهوري وَ تبليغات رسانه-اي «ضرغامي» به نفع آنها، باز هم ساکت بودم وَ هيچ حرفي يا نوشته-اي را نشر منتشر نکردم تا اينکه تصادفا در وبلاگ شخصي دکتر غلامعلي رجايي که بسيار مورد اعتمادم هستند وَ دروغ يا فرافکني-اي از ايشان نديده-ام، همين خبر وَ تحليلهاي دلسوزانه-شان را ديدم وَ شکم به يقين تبديل شد که واقعا چه ميگذرد؛ ضمنا، اين فقط موضع شخصي من يا ايشان نيست، بسياري از سايتهاي خبري موثق، کم وُ بيش وَ عمدتا با محافظه-کاري_بخاطر تعطيل نشدن پايگاه-شان_ واقعيتهاي جنبشهاي کشورهاي عربي را نقل کرده وَ ميکنند. اميدوارم که هر چه زودتر بسياري حقايق روشن شود وَ آنهايي هم که خود را بخواب زده-اند بيدار شوند؛ خواه من يا شما "نوعي" باشيم، چه کسان ديگر ... ممنون از دعاي شما، ولي بقول شما من «عبد» ديگران نشده-ام_به لطف خداوند کريم_وَ صداقتي که حتي از نوجواني تابحال سعي در حفظش داشته-ام؛ به خود دروغ گفتن، نهايت حماقا وَ "خـــريـت" است، چون خدا که هميشه شهيدست وُ شاهد ...والسلام،عـبـــد عـا صـي.
    پاسخ

    سلام عليكم و رحمةالله...ممنونم از عنايتي كه به عرايض بنده داشتيد و همانطور هم كه قبلا نوشتم با آشنا شدن با وبلاگ شما خوشحال بودم كه عزيزاني دلسوزانه مسائل را نقد ميكنند تامسير درست طي شود و بي خلل . همانطور كه فرموديد مسائل پيچيده و شك برانگيزاست چند سال پيشتر هم تركيه _البته به شكلي ديگر_ همين مسير را طي كرد با داعيه اسلامي و حالا ميبينيم كه در كجاست . البته خب اين تمام مسئله نيست . در همين مصر امروز در بين جمعيت مصريان ايران نفوذ بسياري پيدا كرده حتي نفوذ مذهبي كه صداي خيليها را هم در آورده است . يكي دو سال پيش قرضاوي كه جوش آورده بود گفت ايرانيها مبشر شيعه گري در مصر شده اند . زماني كه من در مصر بودم چيزي بنام شيعه در مصر نبود اما الان قريب يك ميليون شيعه در مصر هست . جناب عبد عاصي گرامي با همه اين عرائضي كه عرض شد منظور بنده كمترين چيز ديگري بود .. و آن اينكه خداي ناكرده نياييم ابرو را درست كنيم چشم را بزنيم . خداي ناكرده نبايد تبليغ و واگويه مطالب به گونه اي باشد كه ايجاد ياس و نوميدي كند . حضرتعالي بهتر از بنده ميدانيد كه نوميدي از بدترين چيزهاست تا جايي كه در مورد خداوند آن را گناه كبيره و بدترين گناه بعد از شرك دانسته اند . خداي ناكرده نشود كه ما ناخواسته و البته به نيت خير ايجاد و القاء ياس كنيم و گناهي بس سنگين را براي خودمان رقم بزنيم بدون آنكه خودمان هم اين را خواسته باشيم . شايد قران كريم بهترين الگوي اين مسئله باشد اگر يك آيه از جهنم و عذاب ميگويد يك آيه از بهشت مي آورد اگر يك آيه تهديد است آيه بعد تشويق است تا خداي ناكرده نه ايجاد وهم شود و نه ايجاد ياس ...عذر ميخوام كه سخن طولاني شد .. مجددا از عنايتتون ممنونم و خودم و حضرتعالي رو بخدا ميسپارم ..مويد باشيد .انشاالله